در این قسمت شما را به مطالعه مصاحبه با استاد ارجمند جناب آقای امید علی جعفری دعوت می نمایم.

ایشان لطف داشتند و مقاله ای ارزشمند به بنده مرحمت نمودند.


13/مرداد/91

                                  

                                خدا آن ملتی را سروری داد 

                                                         که تقدیرش به دست خویش بنوشت


آقای اسماعیل امینی نوگورانی پژوهشگر جوان و اهل قلم، خوش اندیش وطن دوست

دیشب که در رایانه، پی جوی خبر ابلاغ تاییدیه ی شهرداری باغشاد بودم، با وبلاگ پربار شما آشنا 

شدم.

بسی لذت بردم و به خود بالیدم که در این زمانه که بیش ترینه ی همشهریان در تلاش معاش و ثروت اندوزی و 

گاه تفریحات ناسالمند، دانشجویی روشن بین و دلسوخته در روشنگری جامعه ی بسته و پیشرفت و آبادانی 

زادگاه واپس مانده خویش، با تحمل خسارات مادی و معنوی، گامی ارزنده و در خور تکریم برداشته و موفق

بوده است.


                         همتی مردانه می خواهد گذشتن از جهان    یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند


آری برادر گرامی ام نوگوران از حیث فرهنگی و اجتماعی، در گذشته ی نه چندان دور، شان و اعتبار والایی

داشت.در سال 1328 شمسی -علی رغم خواست مالکان استثمارگر و قصر نشین شهری- در آن، دبستان 

دولتی تاسیس گردید.

دانش آموزان روستاهای فاقد دبستان چرمهین، مدیسه، کله مسیح، کله مسلمان، بهجت اباد، چم آسمان،

بیستجان، و بابا شیخ علی برای گذراندن دوره ی ابتدایی به دبستان نوگوران می آمدند.

ای کاش همشهریان همان زندگی ساده و خلق و خوی و فرهنگ و پارسایی نسبتا پسندیده ی گذشته را 

داشتند و برای معنویات، بیشتر از مادیات، ارج و ارزش قایل می شدند تا آسوده تر و شکوهمند تر گذران کنند.


                   فدای کلبه ی تاریک و تنگ دهقانی       که هیچ گاه مزین به دستگاهی نیست


                خطاست داشتن ای خواجگان، هواپیما       که از قصور شما تا قبور، راهی نیست


اما اشاره کرده اید که روستای نوگوران مظلوم و مغبون است و دلسوز و دادرسی ندارد، حق با شماست.

یک دست صدا ندارد.


                 دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد     که بلبلان همه مستند و باغیان تنهاست


هر نوگورانی، مدیون زادگاه خود و موظف است در حد توان خویش، در بهبود فرهنگ و بینش اخلاقی و 

اجتماعی شهروندان و سازندگی و ارتقای حیثیت نوگوران، از هر کوششی دریغ نورزد.

برای اگاهی شما و خوانندگان یادداشت های نوگوران( وبلاگ نوگوران)، اقدامات قلمی و قدمی خود را در قلمرو 

وظیفه - هر چند ناچیز - به پیوست و ذیلا اعلام می دارم:

1- نوشتن مقاله ی (عوارض زیانبار زاینده رود و پل کله) به پیوست نامه ای به استانداری اصفهان، در 89/11/10

که نتیجه ی آن، روز بعد مشهود و فاضلاب کارخانه ی کاغذ سازی موصوف، مسدود گردید.

2- 90/1/31 نامه ای با امضای نمایندگان سه شورای نوگوران، مدیسه و باغشاه، در زمینه ی ارتقای دهیارهای 

سه گانه به شهرداری -به نام شهرداری باغشاد- به استانداری نوشتم و در تحقق آن، همواره پیگیری نمودم تا

به ثمر رسید. تاییدیه ای که هفته پیش ابلاغ شد حاکی از تصویب آن است.

اما چرا سیزده ماه ابلاغ ان به تعویق افتاده و در بایگانی مانده است؟ خدا می داند!!


                      امیدوار بود آدمی به خیر کسان   مرا به خیر تو امید نیست، شر، مرسان


3- تیرماه91 پیامکی بدین شرح به آقای مهندس مجید منصوری نماینده اخیر لنجان ارسال نمودم:

جناب آقای مهندس منصوری، نماینده شایسته ی لنجان، با سلام و تجدید ابلاغ ارادت، استدعا داریم

در تهران، پیگیری تحقق شهرداری باغشاد را فراموش مفرمایید.

ایشان زحمت کشیده، تاییدیه ی آن مصوبه را گرفته و ابلاغ فرموده اند.

بجاست از زحمات بیدریغ جناب اقای دکتر ذاکر اصفهانی، استاندار محترم اصفهان و جناب آقای دکتر جمالی

نژاد، مشاور و مدیر کل وقت حوزه استاندار و آقایان محمدی کارشناس تقسیمات کشوری و مهندس منصوری

و فرماندار لنجان، صمیمانه سپاسگزاری کنیم.

                                                                  امید علی جعفری نوگورانی، مدرس زبان و ادبیات فارسی



ایشان همچنین مقاله ی عوارض زیانبار زاینده رود و پل کله و نامه موثر استانداری محترم به مدیر کل محیط

زیست استان اصفهان در این خصوص و تقاضا نامه ی ارتقای دهیاری های سه روستا به شهرداری و 

تاییدیه ی تصویب نامه ی شهرداری باغشاد را به بنده مرحمت نمودند که در آینده در وبلاگ به نمایش گذاشته

خواهد شد.

امید است این استاد ارجمند و کلیه عزیزان که برای نوگوران و شهرداری سه روستا تلاش می نمایند مورد 

لطف و پاداش خداوندگار قرار بگیرند.

در پایان ضمن تشکر از زحمات ایشان اعلام میدارم وبلاگ نوگوران جهت نمایش زحمات شما عزیزان در کلیه

امور نوگوران و شهرداری این روستا آماده می باشد.

پیروز باشید.