یا مهدی ادرکنی

با همه ی لحن خوش آوایی ام در بدر کوچه تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور ترپ
کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی
دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی ما را آتشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه جان من است نامه ی تو خط امان من اس
ای نگهت خواست گه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز به چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار مدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما

به نام پروردگار زیبایی ها